کد خبر 288666
۱۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۵۷

روایتی از قطعه ۴۲ بهشت زهرا در نوزدهم ماه رمضان/ هشت مسافر آسمان در پناه ضامن آهو

روایتی از قطعه ۴۲ بهشت زهرا در نوزدهم ماه رمضان/ هشت مسافر آسمان در پناه ضامن آهو

هشت شهید از شهدای «جنگ رمضان» در هشتمین روز خاکسپاری، بر دوش مردم روزه‌دار تشییع شدند تا در پناه امام هشتم آرام بگیرند؛ مسافرانی که از کودک هفت‌ساله تا دلاوران میدان را شامل می‌شوند.

پایگاه خبری حیات - مرضیه کیان: دوشنبه، هجدهم اسفندماه. تقویم‌ها روی نوزدهم ماه مبارک رمضان، روز ضربت خوردن مولای متقیان، میخکوب شده‌اند. گلزار شهدای بهشت زهرای تهران، قطعه ۴۲، امروز حال و هوای عجیبی دارد. هشتمین روز از خاکسپاری شهدای جنگ رمضان است و دست تقدیر، هشت مسافر را برای این روز گلچین کرده است.

تقارن هشتمین روز، با هشت شهیدی که بر دوش مردم روزه‌دار تشییع می‌شوند، ناخودآگاه دل‌ها را روانه‌ی صحن و سرای امام هشتم می‌کند. انگار علی بن موسی‌الرضا (ع) خودش به پیشواز این هشت کبوتر خونین‌بال آمده است تا جواز خادمی‌شان را در آسمان امضا کند.

میان این هشت مسافر، قصه‌ها یکی از دیگری غریب‌تر و سوزناک‌تر است. تابوت «مهدی حسینی»، جوان ۲۴ ساله‌ی پاسدار، بر دوش مردم تاب می‌خورد.

مهدی، از نخبگان حملات سایبری بود، اما دلش در آسمان‌ها سیر می‌کرد. سحر آخر، بوی قورمه‌سبزی دست‌پخت مادر در خانه پیچیده بود؛ غذایی که مهدی عاشقش بود. سحری‌اش را خورد، قامت بست و نماز شب و نماز صبحش را به جماعت، پشت سر پدر اقامه کرد. عقربه‌ها که به ده صبح رسید، وقت رفتن بود. مادر که انگار گواهی شومی بر دلش افتاده بود، با صدایی لرزان گفت: «مهدی... می‌خوای امروز نری؟» اما مهدی لبخندی زد و گفت: «امروز برای ما خیلی مهمه مادر.» ساعت دو و نیم ظهر، وقتی پشت میزش نشسته بود، آن حمله‌ی بی‌رحمانه اتفاق افتاد.

قرار بود پیکر مهدی پیش از این در امامزاده پنج‌تن آرام بگیرد، اما حکمتی در این تأخیر بود. از پیکر مهدی ابتدا تنها یک پا پیدا شده بود. انگار آسمان لکنت گرفته بود تا قطعات این پازل تکمیل شود. روز گذشته، بالاخره یک دست از مهدی پیدا شد و حالا، خواهرش «فاطمه» که تنها یک سال و نیم از او بزرگ‌تر است، با پیکری که تکه‌تکه از برادر یکی‌یک‌دانه‌اش بازگشته، وداع می‌کند.

کمی آن‌طرف‌تر، نوای لالایی برای «محمدمهدی شریفی جزه» به گوش می‌رسد. جوان ۲۳ ساله‌ای که هر شب، پیش از خواب، عادت داشت دست و پای مادرش را غرق بوسه کند. او راه آسمان را خوب بلد بود؛ در حیاط مسجد مقدس جمکران، دست در دست برادرش گذاشته و عهد شهادت بسته بود. با یقین به همه گفته بود که شهید می‌شود. یک هفته‌ی تمام طول کشید تا پیکرش را از میان آوار پیدا کنند و حالا، به عهد خود وفا کرده است.

در کنار او، تابوت «محسن شیخ‌محمدی»، جوان ۲۶ ساله‌ی مجرد از سربازان گمنام امام زمان، و «مهدی جهانی» بر دوش مردم پیش می‌رود. مردانی که بی‌صدا رفتند تا امنیت، صدای بلندی در این سرزمین داشته باشد.

نگاه‌ها به سمت دیگری از قطعه ۴۲ می‌چرخد؛ آنجا که مردان خانواده، ستون‌های خانه‌هایشان را روی دوش مردم جا گذاشته‌اند. «رضا قلی‌زاده»، دلاور ۳۷ ساله‌ی نیروی هوایی، با آن تقید مثال‌زدنی‌اش به نماز اول وقت و لقمه‌ی حلال، حالا سه فرزندش را به خدا سپرده است. بچه‌های ۹ و ۱۴ ساله‌اش با چشمانی اشک‌بار به تابوت بابا خیره شده‌اند، اما جگرسوزتر از همه، «فاطمه‌زهرا»ی هشت‌ماهه‌ی اوست که هنوز زبان باز نکرده تا کلمه‌ی «بابا» را بر زبان بیاورد، و حالا تا ابد، حسرت گفتن این کلمه در آغوش گرم رضا بر دلش خواهد ماند.

کنار رضا، «علی بایرام‌پور» آرام گرفته است. مرد ۵۷ ساله‌ای که اهل این دنیا نبود. از آنهایی بود که همیشه به پیشواز ماه رمضان می‌رفتند و روزه‌داری‌شان به روزهای ماه شعبان گره می‌خورد. حالا تنها دخترش، در فراق پدری که با زبان روزه به دیدار خدا رفت، ضجه می‌زند. و در گوشه‌ای دیگر از این قطعه، «مهدی فیض‌الله‌زاده» نیز برای همیشه آرمیده است؛ جوانی که تنها دو سال از آغاز زندگی مشترکش می‌گذشت و حالا، نوعروسش باید با این داغ سنگین و نفس‌گیر سر کند.

اما اوج روضه‌ی امروز قطعه‌ی ۴۲، آن تابوت کوچکی است که شبیه به یک گهواره روی دست‌ها می‌رود. تابوت «زهرا سادات سیادت موسوی»، دخترک معصوم ۷ ساله از شهرک شهید محلاتی. او نوه خواهر سرداران شهید مهدی و مجید زین‌الدین است. خون شهید در رگ‌هایش جاری بود، اما کینه‌ی بی‌رحم دشمنان، به خردسالی‌اش هم رحم نکرد. خواهر کوچک و مادربزرگش اکنون در کما، میان مرگ و زندگی دست و پا می‌زنند و زهرا سادات کوچک، با همان معصومیت کودکانه‌اش، به آسمان پر کشیده است. با دیدن تابوت کوچک او، تنها یک آیه در ذهن تمام روزه‌داران حاضر در بهشت زهرا طنین‌انداز می‌شود: «بأی ذنب قتلت؟» (به کدامین گناه کشته شد؟).

امروز در هجدهم اسفندماه، بهشت زهرا در ماتم علی (ع) و در سوگ این هشت شهید جنگ رمضان، غرق در اشک است. هشت شهیدی که در هشتمین روز از مراسمات، با نگاه مهربان امام هشتم، در خاک قطعه ۴۲ آرام گرفتند تا یادشان، چون ستاره‌ای در شب‌های قدر این سرزمین بدرخشد.

روایتی از قطعه ۴۲ بهشت زهرا در نوزدهم ماه رمضان/ هشت مسافر آسمان در پناه ضامن آهو

روایتی از قطعه ۴۲ بهشت زهرا در نوزدهم ماه رمضان/ هشت مسافر آسمان در پناه ضامن آهو

روایتی از قطعه ۴۲ بهشت زهرا در نوزدهم ماه رمضان/ هشت مسافر آسمان در پناه ضامن آهو

روایتی از قطعه ۴۲ بهشت زهرا در نوزدهم ماه رمضان/ هشت مسافر آسمان در پناه ضامن آهو

روایتی از قطعه ۴۲ بهشت زهرا در نوزدهم ماه رمضان/ هشت مسافر آسمان در پناه ضامن آهو

روایتی از قطعه ۴۲ بهشت زهرا در نوزدهم ماه رمضان/ هشت مسافر آسمان در پناه ضامن آهو

روایتی از قطعه ۴۲ بهشت زهرا در نوزدهم ماه رمضان/ هشت مسافر آسمان در پناه ضامن آهو

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha